* حدود ۱۷ ۱۸ سال پیش یکی از آشناها که خودش تو کار مهاجرته و یه کشور دگ زندگی میکنه، بهم گفت تو اتریش برات ویزای دانشجویی میگیرم! خوابگاه و همه کاراتم ردیف میکنم، میام فرودگاه دنبالت و حمایتت میکنم تا خودت راه بیوفتی! گفت هزینه ثبت نامت میشه ده هزار یورو ک اونم میتونی بعدا بهم بدی! خیلی جدی بود و چند ماه پیگیری کرد ولی من از روی بچگی و کم عقلی همچین کاری نکردم! اگه اوکی داده بودم، الان یه زندگی و سرنوشت متفاوت داشتم ...
* دیشب تو یوتیوب چند تا کنسرت سرچ کردم، وقتی سال آپلود کنسرتا رو دیدم واقعا مو به تنم سیخ شد ...
یادم اون زمان تازه این کنسرتا برگزار شده بود، انگار همین چند هفته پیش بود که پشت میز کامپیوتر نگاشون میکردم اما ۱۵ سال گذشته ...
نمیگم صب تا شب ال و بل کن یا خیلی روتین خاصی داشته باش! ولی تو بزنگاه های زندگیت، فرصتاتو از دست نده!
* پیامک قبض آب اومده! برگام ریخت واقعا!!
برای همون خونه ایی که اجاره دادم و الان مستاجر توشه! کلا دو طبقست اما ۱۳۹ هزار لیتر مصرف داشتن!! مبلغ حدود چهار میلیون و ششصد هزار!!
حالا داستان چیه؟! طبقه پایینی برای چند روز مراسم میگیره و همچین مصرفی بوجود اومده! به مستاجرم گفتم که زیر بار این قبض نره و با پایینی بحث کنه!! واقعا انصاف نیست که کنتور مشترک باشه!! الان این طفلک چه گناهی کرده؟!
مرتیکه حتی پارسال هم پول آب خونه رو نمیداد، با اینکه خونه ما خالی بود و همه مصرف مال خودش بوده!!
گفت به نظرت اون زیر بار میره؟! گفتم باید بره، مگه میشه همچین چیزی!! گفت مجبورم نصفشو خودم بدم اول و آخرش!!
ما تو آپارتمانیم و کنتور آب هم مشترکه، کلی درخت و گیاهم آب میدیم، برای ما که ۳ نفریم حدودا ماهی صد تومن میوفته!!
عکس قبضو میذارم (کلیک)
برچسب:
نویسنده: یاسین سلیمانی