* دیشب ساعتای ۱۱ ۱۲ دگ از دست بینی و گلوم کلافه شدم، رفتم داروخونه و سرم شستشو و محلول بوخور گرفتم با چند ویتامین!
نمیدونم چرا اینکارا رو زودتر انجام ندادم، خیلی دل و دماغ و حال و حوصله ندارم!!
چقدر دارو گرون شده، اصلا همه چی فراتر از حد تصور!!
* صب مامانمو بردم پارک، باید راه بره و یکم فعالیت کنه!
* همت کنم و زبان بخوونم، باید امتحان بدم و ادامه چیزی که شروع کردمو تموم کنم! هر بار یچیزی میشه ک من نتونم ب نتیجه برسم!!
* کلا باشگاه رفتن از سَرم پرید و دگ حالش نیست!!
برچسب:
نویسنده: یاسین سلیمانی